قالب شعرهایی با مضمون مسائل اخلاقی اجتماعی، پند و اندرز چیست؟

۸ بازديد
قصیده

از آغاز شعر فارسی(ق سوم) به تقلید از شعر عربی پدید آمد و تا قرن ششم رواج بیشتری داشت . ‏قافیه آن در مصراع اول وتمام مصراع های زوج آن است.بیشتر برای:توصیف ،مدح،هجو، پند و ‏اندرز،حکمت و عرفان به کار برده می شود.

معروفترین شاعران این قالب:رودکی،فرخی سیستانی،ناصر خسرو،مسعود ‏سعد،سنایی،انوری،خاقانی،سعدی،قآنی،ملک الشعرای بهار،دکتر مهدی حمیدی،امیری فیروز کوهی و ‏مهرداد اوستا هستند.

قسمت های آن عبارتند از:

‏1- مطلع:نخستین بیت

‏2- تغزل:بیت های نخستین شعر که معولا در عشق و جوانی و یا وصف طبیعت است.

‏3-بیت تخلص:بیتی است که شاعر با آن از مقدمه خلاص و رها می شودو وارد اصل موضوع شعر می ‏شود.البته گاهی به دو 2 یا چند بیت کشیده می شود ولی یک بیتی اش موجز و زیباتر است.

‏4-تنه اصلی:اصلی ترین قسمت قصیده است،زیرا مقصود اصلی شاعر را در بر می گیرد.

‏5-شریطه:دعای پایانی شاعر است برای جاودانگی عمر ممدوحو معشوق و برای این امر شروطی را می ‏گذارد که از این جهت به آن شریطه می گویند.

‏6- مقطع:بیت پایانی قصیده است و باعث حسن ختام می شود و معمولا اسم تخلص شعر شاعر در آن ‏است.

‏7- تجدید مطلع:بیت مصرعی است که شاعر در میان قصیده می آورد و بعد از آن قصیده را با قافیه ‏بیت مصرع آن که معمولا متفاوت با مطلع قصیده است،ادامه می دهد.خاقانی و سعدی تجدید مطلع ‏های معروفی دارند.

‏ غزل

شعری است که حد اقل پنج تا پانزده بیت،با قافیه ای در مصراع اول و تمام مصراع های زوج(همانند ‏قصیده)درون مایه اش عشق و عرفان است که قبل از قرن ششم با درون مایه عاشقانه پدید می آیدو ‏سنایی عرفان را وارد آن می کند.معروف ترین غزل های عاشقانه از سعدی و معروف ترین غزل های ‏عارفانه از حافظ و مولانا هستند،بعد از مشروطه مضامین اجتماعیوارد شعر شاعرانی همچون فرخی ‏یزدی و ...می شود،تا قرن یازدهم رایج ترین قالب بوده است.

غزل هم مانند قصیده :مطلع،مقطع و تخلص شعری دارد و حافظ ،سعدی،صائب،شهریار،رهی ‏معیری،سلمان هراتی معروف ترین غزلسرایان اند.



‏قطعه

شعری هست حد اقل دو 2 بیت که معمولا مطلع آن مصرع نیست و فقط آخر بیت های آن (مصراع های ‏زوج)هم قافیه اند در تمام ابیات قطعه به موضوع واحدی پرداخته می شود که معمولا به موضوعات ‏اخلاقی،اجتماعی،تعلیمی یا مدح و هجو می پردازد.

رودکی(ق 4)انوری(ق6)ابن یمین و پروین(ق 14)معروف ترین قطعه سرایان هستند.قطعه از آغاز شعر ‏فارسی تا کنون کاربرد داشته است.

توجه!اگر شعری مطلعش(بیت اولش)مصرع نباشد ،قطعه است.

‏ ترجیع بند

قالبی است خاص شعر فارسی ،که از مجموع چند رشته یا خانه تشکیل شده است.و هر خانه از نظر ‏قافیه و تعداد ابیات و موضوعمانند یک غزل است ،یعنی مصراع اول و تمام مصراع های زوج هم قافیه ‏اند و قافیه هر خانه با خانه دیگر فرق می کند،اما همه هموزن هستند.بیتی در میان خانه ها می آید و ‏آنها را به هم وصل می کند و از نظر موضوع با بیت هر خانه مرتبط است که بیت برگردان نامیده می ‏شود.

بیت برگردان در ترجیع بند در پایان هر خانه تکرار می شود.یعنی شاعر به برگردان خانه اول رجوع می ‏کند .درون مایه هایش عمدتا مدح،عشق و عرفان است.،نخستین ترجیع بند از فرخی سیستانی (ق ‏‏5)،و زیبا ترین ترجیع بند عاشقانه از سعدی (ق 7)و زیبا ترین ترجیع بند عارفانه از هاتف اصفهانی ‏‏(ق11 و 12) است.

 ترکیب بند

از هر نظر مانند ترجیع بند است با یک تفاوت که بیت برگردان ،تکراری نیست و در پایان هر خانه بیتی ‏جدید ولی با قافیه ای متفاوت با بیت برگردان اول می آید.قدیمی ترین ترکیب بند در قرن پنجم از ‏قطران تبریزی است و معروف ترین ترکیب بند ها از جمال الدین عبد الرزاق اصفهانی (ق6)،محتشم ‏کاشانی(ق10 ) و وحشی بافقی (ق11) است.

‏ مسمط

از جهاتی مانند ترجیع بند و ترکیب بند است،یعنی از چند خانه یا رشته با قافیه های متفاوت ساخته ‏شده است،ولی با این تفاوت که تمام مصراع های هر رشته هم قافیه اند،به جز مصراع بند آخر که این ‏مصراع های آخر نیز در کل شعر هم قافیه اند.تعداد مصراع های هر خانه معمولا 3 تا 6 مصراع می باشد ‏و تعداد رشته ها معمولا به اختیار شاعر است،بنیانگذار آن منوچهری دامغانی در قرن پنجم است(قاآنی ‏نیز در این قالب معروف است).مسمط معمولا در مضامین تغزل ،مدح،سیاسی ملی و میهنی سروده شده ‏است.

مسمط تضمینی :اینگونه ساخته می شود که شاعری غزلی را از شاعر دیگر انتخاب می کند و هم قافیه ‏با مصراع های اول هر بیتچند مصراع می آورد و با آن یک رشته می سازد چون تمام بیت های غزل هم ‏قافیه اند بالطبع تمام مصراع های آخر خانه ها هم قافیه خواهند شد.

شهریار ،ملک الشعرای بهار ،غزلی از سعدی ،شیخ بهایی نیز غزلی از خیالی بخارائی را تضمین کرده ‏است.

‏مثنوی

هر بیت ،قافیه ای مستقل دارد (مصرع است)و برای مضامین طولانی و داستان ها منابس است،زیرا ‏شاعر در انتخاب قافیه آزادی عمل بیشتری دارد.قدیمی ترین آن کلیله و دمنه ی منظوم رودکی و ‏آفرین نامه ابوشکور بلخی استو معروف ترین هایش:

بوستان سعدی،شاهنامه فردوسی،مثنوی مولوی،منطق الطیر عطار و حماسه ی نظامی ،هفت اورنگ ‏جامی و حدیقه ی سناییو ویس و رامین فخر الدین اسعد گرگانی است.(مثنوی خاص شعر فارسی ‏است.)

مضامین مثنوی در چهار گروه زیر طبقه بندی می شود: 1-حماسی ،تاریخی 2-اخلاقی تعلیمی 3-عاشقانه 4- عارفانه

‏چهار پاره

مجموعه ای از دو بیتی هایی با قافیه های متفاوت هستند که از نظر موضوع و معنی با همدیگر مرتبط ‏هستند،این قالب پس از مشروطه رواج یافت و تلاشی بود در جهت ایجاد قالبی نو با درون مایه ای تازه ‏و بیشتر در مضامین اجتماعی و غنایی سروده می شود.

دکتر خانلری،فریدون توللی و فریدون مشیری در این قالب معروف اند.

نکته: فرق چهار پاره با قطعه: شاید در ظاهرچهار پاره شبیه قطعه باشد که کنار هم چیده شده اند ‏اما تفاوت در موضوع است ،هر قطعه موضوع مستقل دارد در حالی که تمام قسمت های چهار پاره در ‏موضوع مرتبط اند.



 رباعی

از چهار مصراع یعنی دو بیت تشکیل می شود که مصراع های اول ،دوم و چهارمباید هم قافیه ‏باشند،ولی قافیه مصراع سوم آزاد است.معروف ترین وزن آن ((لا حول ولا قوه الا بالله))یا (مستفعل ‏،مستفعل،مستفعل ،فع) استو در موضوعات عشق و فلسفه و عرفان سروده شده است.خیام در قرن ‏پنجم،عطار ،مولوی و بابا افضل کاشانی معروف ترین رباعی ها را دارند.که مجموعه ای از رباعی های ‏معروف را جمال خلیل شروانی در کتاب (نزهه المجالس)جمع آوری کرده است.این قالب،خاص شعر ‏فارسی است و مناسب ترین قالب برای ثبت لحظات زود گذر شاعرانه است و معمولا پیام اصلی شاعر ‏در بیت آخر می آید.

‏دو بیتی

از دو بیت یعنی 4 مصراع تشکیل می شود که همانند رباعی ،مصرع های اول ،دوم و چهارم آن باید هم ‏قافیه باشد ولی در مصراع سوم قافیه اش اختیاری است.در زبان فارسی به آنها ترانه می گویند و ‏مشهور ترین قالب نزد روستائیان است.درون مایه اش عاشقانه یا عارفانه است.بابا طاهر در قرن پنج و ‏فائز دشتستانی شاعر عهد قاجاراز مشهور ترین دوبیتی سرایان هستند.

تفاوت رباعی و دو بیتی :رباعی معمولا با هجای بلند و دو بیتی با هجای کوتاه آغاز می شود،یعنی در ‏وزن متفاوتند اما در تعداد بیت ها ،مصراع ها و قافیه یکسان اند.

‏مستزاد

شعری است که در آخر هر مصراعش کلمه یا کلماتی افزوده شده است که معنی مصراع ها را کامل می ‏کنند،این تکه های زاید،هموزن مصراع اصلی اند و در قافیه ههم میتواند هم قافیه با مصراع اصلی ‏باشدهم می تواند قافیه ای مستقل داشته باشد.قافیه مصراع های اصلی از نظم رباعی ،دوبیتی،غزل یا ‏قطعه پیروی می کنند.قدیمی ترین مستزاد از مسعود سعد سلمان (ق 5) است.مولوی،نسیم شمال،بهار ‏ادیب الممالک فراهانی نیز مستزاد دارند.مستزاد در مضامین مدح ،عشق و عرفان و مسائل اجتماعی ‏میهنی سروده شده است.

نکته:مستزاد از منابع الهام نیما در کوتاه و بلند کردن مصراع ها در شعر نو بوده است و تنها قالب شعر ‏سنتی است که مصراع های آن با هم مساوی نیستند.

‏شعر نیمایی

همانند شعر سنتی وزن دارد با این تفاوت که دیگر تعداد هجا ها برابر نیست فقط جای هجاها مطابق ‏است،شعر نیمایی قافیه هم دارد ولی دیگر مثل شعر سنتی نیست،یعنی جای قافیه ثابت و از پیش ‏تعیین شده نیست و به اختیار و احساس و نیاز شاعر می باشدومضمون آن هم مبتنی بر تجربه شخصی ‏است ،یعنی هر اندیشه ای اعم از عشق،سیاست، اجتماع ،....در آن بیان می شود.مبتکر آن علی ‏اسفندیاری معروف به نیما یوشیج استکه با اتژنتشار شعر افسانه در سال 1301 اولین گاه جدی را در ‏این راه برداشته است.مهدی اخوان ثالث،فروغ فرخزاد،سهراب سپهری از برگزیدگان شعر نیمایی اند.

نکته:دهخدا در شعر (یاد آر ز شمع مرده یاد آر)تلفیقی از 2 دو یا چند قالب را به کار برده است.

منبع مطلب : rafatmah.blogfa.com

مدیر محترم سایت rafatmah.blogfa.com لطفا اعلامیه بالای سایت را مطالعه کنید.
پوستی صاف و بدون لک فقط با یک کرم گیاهی

پوستی صاف و بدون لک فقط با یک کرم گیاهی
مشاهده
yektanet-logo-sign
تبلیغ
آشنایی با ساختار و قالب‌های شعری

منظور از قالب یک شعر، شکل آرایش مصرع ها و نظام قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آنها، به مرور زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکلهایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده و ؛ شاعران کهن ما کمتر از محدوده این قالبها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار داشته ایم که اصول حاکم بر قالبهای شعر را تا حدّ زیادی دستخوش تغییر کرده است.
قالب شعر به شکل شعر گفته می‌شود که بر دو نوع است:
شکل ظاهری و شکل درونی (یا شکل ذهنی). شکل ظاهری که شامل وزن یا بی‌وزنی، تساوی مصرع‌ها و یا کوتاهی و بلندی آنها، قافیه‌ها : - در صورتی که قافیه‌ای وجود داشته باشد - و صداها و حرکات ظاهری کلمه می‌شود.
قالب در شعر کلاسیک فارسی، شکل ظاهری است که قافیه به شعر می‌بخشد. طول هر مصرع، چیدمان هجاهای هر مصرع، تعداد ابیات، آرایش مصرع‌ها، قافیه آرایی آنها و حتی عاطفه انتقالی شاعر به خواننده دیگر عوامل تعیین کننده قالب ظاهری شعرند.

هر یک از سطرهای یک شعر را یک بیت گویند . کمترین مقدار شعر یک بیت است .

هر بیت شامل دو قسمت است هر یک از این بخش ها را یک مصراع گویند . کمترین مقدار سخن موزون یک مصراع است .
باز آی و بر چشمم نشین ، ای دلستان نازنین     
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود .
   

به پایان هر مصراع یا در پایان هر بیت اگر واژه یا واژه هایی با یک معنی بعد از قافیه تکرار شود به این واژه ها ردیف گویند . این تکرار تأثیر موسیقی شعر را قوی تر می کند .
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید                       که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
             

به کلمات آخر ابیات که آخرین حرف اصلی آنها یکی باشد در واقع کلماتی با یک آهنگ را قافیه گویند . اگر بیتی دارای ردیف باشد قافیه قبل از ردیف قرار می گیرد .قافیه و ردیف حاصل شعر سنتی است . قافیه اجباری است اما ردیف اختیاری است .
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند                       همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
 

- مثنوی
- قصیده
- غزل
- مسمط
- مستزاد
- ترجیع بند
- ترکیب بند
- قطعه
- رباعی
- دو بیتی
- تک بیت
- چهار پاره  
- تصنیف
- مفرد
- تضمین

اولین قالب شعری است که از نیمة قرن سوم هـ . ق در ادبیات فارسی به تقلید از شعر عربی پدید آمد و تا روزگار ما مورد توجه شاعران بوده است . شعری است که مصراع اول با مصراع های زوج آن با هم قافیه است . تعداد ابیات آن از پانزده بیت بیشتر است . محتوای قصیده می تواند مدح ، ستایش ، وصف و پند و اندرز و حکمت و عرفان و رثاء و مرثیه باشد . از قصیده سرایان معروف ، رودکی ، منوچهری و ناصرخسرو و سنایی و قصیده سرای معاصر ملک الشعرای بهار و امیری فیروزکوهی است .
قصیده از حیث مضمون و محتوا، از آغاز تا امروز دستخوش دگرگونیهایی شده است که می‏توان به اجمال به شرح زیر بیان کرد:
الف) در رزوگار سامانیان اغلب به مدح و ستایش در حد اعتدال و مبالغه‏های شاعرانه پرداخته می‏شده است.
ب) در دوران غزنویان و سلجوقیان به مدح و ستایش سلاطین و وزرا و امرا با تملق و چاپلوسی به حد غلو و افراط در طرح تقاضا به حد سوال و تکدی می رسیده است.
ج) ناصر خسرو، با ایجاد تحول و انقلاب در مضمون قصیده، آن را در خدمت توجیه و تبیین مبانی اعتقادی آیین اسماعیلیان در آورد.
د) سنایی غالب قصیده را به مضامین دینی و عرفانی و زهدیات و قلندریات تخصیص داد و شیوه‏ی او به وسیله‏ی عطار، شمس مغربی، اوحدی، خواجو، جامی و دیگران دنبال شد.
ه) سعدی و به تبع او سیف فرغانی قصیده را بیشتر در استخدام طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی درآوردند.
و) از دوران مشروطیت به این سو، قصیده بیشتر در خدمت مسائل سیاسی، اجتماعی، میهنی و ملی و ستایش آزادی قرار گرفته و در تهییج عواطف و احساسات و تنویر افکار جامعه‏ی کتاب‏خوان نقش بسزایی داشته است. شاخصترین قصاید از این نوع را می توان دردیوان ملک‏الشعرا بهار سراغ گرفت.

قصیده دارای اصطلاحاتی خاص خود است. بیت اول آن مطلع نامیده می‌شود. به چند بیت ابتدایی قصیده تشبیب، نسیب و یا تغزل گفته می‌شود که همان نقش مقدمه را ایفا می‌کند. تخلص به حلقه واسطه میان تغزل و مدح یا تنه اصلی شعر گفته می‌شود. ابیات پایانی قصیده نیز معمولا به ثنا و دعا اختصاص دارند. به لحاظ طولانی بودن قصیده و یکسان بودن قوافی، گاه شاعر مجبور به تجدید مطلع می‌شود. یعنی مصرع اول بیتی در اواسط قصیده با مصرع های زوج هم قافیه می‌گردد. پس از آن شاعر اجازه دارد که قوافی تکراری با بخش قبلی را در شعر خود استفاده نماید. خاقانی شروانی و سعدی شیرازی در قصاید خود از روش تجدید مطلع سود برده اند. [۴]

---------*           -----------*
---------             -----------*

از جهت شکل قرار گرفتن قافیه درست مانند قصیده است با این تفاوت که تعداد ابیات غزل حداقل 5 بیت و حداکثر تا 17 – 12 است. درون مایه و محتوای غزل ، عاشقانه ، عارفانه و یا آمیزه ای از هر دو و یا مضمون اجتماعی است . غزل از قرن ششم پدید آمده و تا امروز از قالب های رایج شعر فارسی است .غزلسرایان معروف ، سعدی ، مولوی ، حافظ و از غزلسرایان معاصر ، شهریار و رهی معیری و . . .   می باشند .
زاهد خلوت‌نشین، دوش به می‌خانه شد        از سر پیمان گذشت، با سر پیمانه شد
صوفی مجلس که دی، جام و قدح می‌شکست        باز به یک جرعه می، عاقل و فرزانه شد
شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب        باز به پیرانه‌سر، عاشق و دیوانه شد
مغ‌بچه‌ای می‌گذشت، راه‌زن دین و دل        درپی آن آشنا، ازهمه بیگانه شد
گریۀ شام و سحر، شکر که ضایع نگشت        قطرۀ باران ما، گوهر یک‌دانه شد

منزل حافظ کنون، بارگه پادشاست
    دل بر دل‌دار رفت، جان بر جانانه شد

---------*           -----------*
---------             -----------*
نخستین بیت قصیده و غزل را " بیت مطلع " و بیت آخر را " بیت مقطع " گویند که معمولا" شاعر تخلص خود را در بیت آخر ذکر می کند .
عشقت رسد به فریاد گر خود به سان حافظ          قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

شعری است حداقل دو بیت که فقط مصراع های زوج هم قافیه اند . قطعه دارای وحدت موضوعی است و موضوع آن معمولا" مطالب اخلاقی ، اجتماعی ، تعلیمی ، مدح و هجو است . قطعه در تمام دوره ها در شعر فارسی رواج داشته است . انوری در قرن 6 ، سعدی در گلستان ، پروین اعتصامی ( معاصر ) از قطعه سرایان معروفند .آرایش قافیه در قطعه
---------            -----------*
---------             -----------*
خلید خار درشتی به پای طفلی خرد                به هم برآمد و از پویه بازماند و گریست
بگفت مادرش این رنج اولین قدم است               ز خار حادثه تیه وجود خالی نیست
 

شعری است که هر بیت آن قافیة مستقل دارد . این قالب خاص ایرانیان است و از آغاز شعر فارسی تا امروز مورد توجه شاعران بوده است . درون مایه و محتوای آن حماسی ، اخلاقی ، عاشقانه ، عارفانه و تاریخی است .نمونة مثنوی حماسی مثل شاهنامه ، عاشقانه : لیلی و مجنون ، عارفانه : مثنوی معنوی ، اخلاقی : بوستان سعدی است .
شکل آرایش مثنوی
---------*           -----------*

چهار مصراع است که مصراع سوم آن معمولا" قافیه ندارد . درون مایه ای عارفانه ، عاشقانه یا فلسفی دارد . مناسب ترین قالب برای لحظه های کوتاه شاعرانه است و در همة دوره ها رواج داشته است . رباعی یک قالب خاص ایرانی است و خیام ، عطار ، مولوی و بابا افضل سرایندگان نامدار رباعی اند .
وقت است که در بر آشنایی بزنیم             تا بر گل و سبزه تکیه جایی بزنیم
زان پیش که دست و پا فروبندد مرگ            آخر کم از آن که دست و پایی بزنیم

دو بیت است که گاه مصراع سوم آن قافیه ندارد . این قالب صورت کامل شدة شعر هجایی در عصر ساسانی است . درون مایة عاشقانه و عارفانه دارد و رایج ترین قالب در میان روستائیان است . باباطاهرعریان از معروف ترین شاعران دوبیتی گو به شمار می آید. دوبیتی وزنی خاص دارد و از این نظر با رباعی متفاوت است .
به صحرا بنگرم ، صحرا تَه وینم          به دریا بنگرم دریا تَه وینم           
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت     نشان از قامت رعنا ته وینم
 

غزل­ هایی است هم وزن با قافیه ­های متفاوت که بیت یکسان مُصرَّعی آن­ها را به هم می­پیوندند. به هر غزل یک «خانه» یا «رشته» و به بیت تکراری میان آن­ها «ترجیع» یا «برگردان» می­گویند.
قالب ترجیع بند ویژه­ی شعر فارسی است. درون مایه ­های ترجیع بند عشق، مدح و عرفان است.

------------×       ------------×
------------        ------------×
------------       ------------×
------------#
------------#
------------+    ------------+
------------       ------------+
------------      ------------+
------------#
------------#

دردا که به لب رسید جانم ----- آوخ که ز دست شد عنانم
کس دید چو من ضعیف هرگز ----- کز هستی خویش در گمانم
پروانه ام اوفتان و خیزان ----- یکبار بسوز و وارهانم
گر لطف کنی به جای اینم ----- ورجور کنی سرای آنم
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله کار خویش گیرم
زان رفتن و آمدن چگویم ----- می آیی و می روم من از هوش
یاران به نصیحتم چه گویند ----- بنشین و صبور باش و مخروش
ای خام، من این چنین در آتش ----- عیبم مکن ار برآورم جوش
تا جهد بود به جان بکوشم ----- و آنگه به ضرورت از بن گوش
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم
ای بر تو قبای حسن چالاک ----- صد پیرهن از جدائیت چاک
پیشت به تواضع است گویی ----- افتادن آفتاب بر خاک
ما خاک شویم و هم نگردد ----- خاک درت از جبین ما پاک
مهر از تو توان برید هیهات ----- کس بر تو توان گزید حاشاک
بنشینم و صبر پیش گیرم ----- دنباله ی کار خویش گیرم

شعری است که به آخر هر مصراع آن واژه یا واژه­ هایی افزوده شود. افزوده­ های معنی مصراع پیشین و یا پسین خود را کامل می­ کنند.
هرکه گدای در مُشکوی توست          پادشاست
شه که به همسایگی کوی توست     چون گداست

شعری است که از رشته ­های گوناگون پدید می­آید. قافیه­ ی رشته­ ها متفاوت است و در هر رشته همه­ ی مصراع­ ها به جز مصراع آخر هم قافیه­اند. به هر بخش رشته می­گویند و به مصراع آخر هر رشته، بند گویند. در ضمن تمام بندها با هم هم قافیه می­باشند.

------------+ ------------+
------------+ ------------+ رشته
------------+ ------------# بند
------------× ------------×
------------× ------------× رشته
------------× ------------# بند

بوی جوی مولیان آید همی ------ یاد یار مهربان آید همی
این شعر منسوب به رودکی را که همراه با چنگ خوانده میشده شاید بتوان تصنیف دانست و از آن به بعد نیز عده ای از شاعران اشعار خویش را همراه با عود و چنگ می خوانده اند.
در قرن ششم و هفتم تصنیف سرائی معمول بوده چنانکه دولتشاه سمرقندی نوشته است عبدالقادر عودی برای ابن حسام هروی (متوفی به سال 737- هـ . ق) تصنیفی سرود.
در روزگار صفویه نیز سرودن تصنیف معمول و متداول بوده است از جمله تصنیف سازان می توان به شاهمراد خوانساری اشاره کرد که تصنیف های متعددی را سرود.
در عهد زندیه تصنیف های زیادی درباره رشادت لطفعلی خان زند سروده شد.
در زمان ناصرالدین شاه قاجار نیز ترانه های زیادی دهان به دهان برگشت که می‌توان به تصنیف هائی که درباره ظل السلطان در دوران حکومتش در اصفهان و یا تصنیف درباره ی ماشین دودی شهر ری اشاره شد اما مشهورترین تصنیف ساز دوره قاجاریه میرزا علی اکبر خان شیدا بود که همراه با تصنیف، سه تار می زد.
عارف قزوینی تصنیف ساز و شاعر معروف اولین کسی بود که تصنیف را برای مقاصد سیاسی و میهنی سرود
ملک الشعرای بهار و رهی معیری نیز از تصنیف سازان معروف بودند.

هر شعری حداقل یک بیت دارد.
"مفرد" شعری تک بیتی است که شاعر تمام مقصود خود را در همان یک بیت بیان می کند.
"مفرد" یا همان "تک بیت" اغلب برای بیان نکته های اخلاقی به کار می رود.
در "مفرد" گاهی دو مصراع هم قافیه هستند و گاهی دارای قافیه نیستند.
بعضی از شعرا دارای تک بیت های زیادی هستند، مانند سعدی که در پایان دیوانش به تعداد زیادی از این "مفرد" ها بر می خوریم که تحت عنوان "مفردات" تقسیم بندی شده اند.
بعضی گفته‌اند که "مفرد" در واقع همان ضرب المثل است که به شعر بیان شده است.

پای ملخی نزد سلیمان بردن ----- زشت است ولیکن هنر است از موری
***
مردی نه به قوت است و شمشیر زنی ----- آن است که جوری که توانی نکنی


تضمین به طور کلی به این معنی است که قطعاتی از شعر شاعر دیگری را در داخل شعر خود بیاورند.
در بین شاعران قدیمی چون حافظ و سعدی و ... تضمین به این معنا بوده است که با ذکر اسم شاعر، مصراع یا بیتی از شعر او را در میان غزل یا قصیده خود بیاورند.
مثلاً سعدی غزلی دارد که این گونه شروع می شود:
من از آن روز که در بند تو ام آزادم ----- پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
و حافظ در غزلی مصراع اول این غزل را به این صورت تضمین کرده است.
زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ----- ناز بنیاد مکن تا نَکَنی بنیادم

و در آخر، مصراع سعدی را تضمین می کند و می گوید:
حافظ از جو ر تو، حاشا که بگرداند روی ---- من از آن روز که در بند تو ام آزادم

اما تضمین در بین شعرای سده ی اخیر به این معنی است با شعری از شعرای قدیمی مسمط بسازند.
مثلاً غزلی از سعدی یا حافظ را تضمین می کنند و با اضافه کردن ابیاتی هم وزن و هم قافیه مصراع های اول آن شعر، شعری می سرایند که در قالب مسمط چهار یا پنج یا شش مصراعی است.
این نوع تضمین در قدیم مرسوم نبوده و در سالهای اخیر متداول شده است.

یکی از تضمین های معروف مربوط به ملک الشعرای بهار است ک غزلی از سعدی را تضمین کرده است.
قسمتی از این شعر در زیر آورده شده است:
ابیاتی نیز مربوط به غزلی از سعدی است که ملک الشعرای بهار آن را در بین شعر خود آورده است.
سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟ ----- یا چو شیرین سخنت نخل شکر باری هست؟
یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟----- هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست
مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست ----- یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
لطف گفتار تو شد دام ره مرغ هوس----- به هوس بال زد و گشت گرفتار قفس
پایبند تو ندارد سر دمسازی کس----- موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس----- که به هر حلقه‌ی زلف تو گرفتاری هست
بی‌گلستان تو در دست بجز خاری نیست----- به ز گفتار تو بی‌شائبه گفتاری نیست
فارغ از جلوه‌ی حسنت در و دیواری نیست----- ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست----- در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم----- شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم
منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم ----- نزد اعمی صفت مهر منور نکنم
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟----- همه دانند که در صحبت گل خاری هست

شعر نیمایی شعری است با مصراع های کوتاه و بلند که قافیه در آن نظم خاصی ندارد . درون مایة شعر نیمایی احساسات و تجربیات فردی ، عشق ، سیاست و . . . است . بنیانگذار شعر نیمایی ، نیما یوشیج است و مهدی اخوان ثالث ، فروغ فرخزاد ، سهراب سپهری و . . . از برگزیدگان شعر نیمایی‌اند.

"هدیه"
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
**
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
                                                  سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دیده نتواند
که ره تاریک و لغزان است
"مهدی اخوان ثالث"
***
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

شکل شاملوئی که بدان شعر سپید گویند. این نوع از شعر وزن و آهنگ دارد منتها عروضی نیست و قافیه در آن جای ثابتی ندارد. اغلب شعرهای احمد شاملو چنین است.

شعر موج نونه تنها وزن عروضی ندار بلکه آهنگ و موسیقی آن حتی مانند شعر سپید هم مشخص نیست و در حقیقت فرق آن با نثر در معنای آن است.
در شعر سپید تشبیهات و استعارات با زبان شعر بیان می شود و جز لطافت و تاثیرگذار معنوی، در ظاهر فرقی با نثر ندارد.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.