2 شعر زیبا با مضمون توحیدی

۵ بازديد
 
به نام آن که ملکش بی‌زوال است
به وصفش عقلِ صاحب نطق، لال است
 
مُفرِّح‌نامۀ جان‌هاست نامش
سر فهرست دیوان‌هاست نامش...
 
چو عقل هیچ کس بالای او نیست
کسی دانندۀ آلای او نیست...
 
وجود جمله ظلّ حضرت اوست
همه آثار صنع و قدرت اوست
 
نکوگویی نکو گفته‌ست در ذات
که «اَلتّوحیدُ اِسْقاطُ الإضافات»...
 
دویی را نیست در نزدیک تو راه
حقیقت ذات پاک قُلْ هُوَالله
 
تویی در جان و دل گنج نهانی
تو گفتی «کُنتُ کَنزاً» هم تو دانی...
 
زهی گویا ز تو کام و زبانم
تویی هم آشکارا هم نهانم...
 
هر آن وصفی که گویم بیش ازآنی
یقین دانم که بی‌شک جانِ جانی...
 
خدایا رحمتت دریای عام است
وز آنجا قطره‌ای ما را تمام است...
 
چو ما را نیست جز تقصیرِ طاعت
چه وزن آریم مشتی کم‌بضاعت
 
کنون چون اوفتاد این کار ما را
خداوندا به ما مگذار مارا...
 
چراغ دل-محمود شبستری

به‌نام آن‌که جان را فکرت آموخت
چراغ دل به نور جان برافروخت

ز فضلش هر دو عالم گشت روشن
ز فیضش خاک آدم گشت گلشن...

چو قاف قدرتش دم بر قلم زد
هزاران نقش بر لوح عدم زد

از آن دم گشت پیدا هر دو عالم
وز آن دم شد هویدا جان آدم...

تعالی‌الله قدیمی کو به یک دم
کند آغاز و انجام دو عالم...

در این ره انبیا چون ساربان‌اند
دلیل و رهنمای کاروان‌اند

وز ایشان سید ما گشته سالار
هم او اول، هم او آخر، در این کار...

ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندر آن یک میم غرق است

بر او ختم آمده پایان این راه
در او منزل شده «أُدعوا إلی الله»

مقام دل‌گشایش جمعِ جمع است
جمال جان‌فزایش شمع جمع است...
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.